خرید بک لینک

امام امان می دهد تا فردا صبح که هر کس به سپاه علی بپیوندد از سربازان خداوند است. عده ای هم خوارج را ترک می کنند.
از این سو ابا قطام می خواهد به کوفه برود. حرث نمی رود چون می خواهد انتقام خون برادرش را بگیرد. ابا قطام می داند که قاتل حارث شامیان نیستند چون حارث از پشت تیر خورده است و در جنگ رو به شامیان بوده و نه پشت به آنان.
ابا قطام علی و سپاه علی را نیز مقصر نمی داند. دشمنی جز وردان نمی بیند و واقعا هم وردان کشته است. وردان هم این سخنان را از گوشه ای می شنود ابا قطام می داند که وردان عاشق قطام است و او مانع رسیدن این دو زوج به هم شده است. در ضمن نهروان محل مومنان افراطی است و وردان بی دین در نهروان است.
@cinemaiihachael
در همین لحظه وردان حرث را نیز تیر می زند و اباقطام به دنبال زننده که متوجه می شود وردان است . پس برای متوجه نشدن مسئله خود ابا در خطر است .
ابن وهب متوجه این قتل می شود و سریع به گردن علی می اندازد و اینکه دیدی علی جنگ را زود آغاز کرد ؟
ابا می داند کار علی نیست و حرف ابن وهب را قبول ندارد .اتفاقا ابن وهب را قاتل می داند و او را پس می زند و پی قاتل فرزندش می رود. ابا قطام حرث را در بیابانی قبر می کند. ابن ملجم ظاهر شده و با ابا قطام روبرو می شود. ابن ملجم از جنگ نهروان زنده مانده و خبر می دهد که علی همه را کشت. وی از خوارج است. ابا قطام عازم کوفه است و نزد دخترش می خواهد برود و ابن ملجم به مکه می رود. ولی وردان سر می رسد تا ابا قطام را بکشد تا پایش به کوفه نرسد . وردان در حین نماز خواندن ابا قطام به و حمله کرده و با هم می جنگند و او را می کشد . ابن ملجم از صدا بر می گردد ولی وردان را نمی بیند و جنازه اباقطام را با خود می برد تا قبرش کند و او نیز فکر می کند قاتل اباقطام از یاران علی است.
@cinemaiihachael
خبر کشته شدن سه نفر از خانواده قطام به گوشش می رسد و او از علی کینه به دل می گیرد و می خواهد انتقام بگیرد. وقتی خاطرات کودکی اش را مرور می کند آتش خشمش نسبت به علی بیشتر می شود
وردان به کوفه آمده است. قطام او را به خانه می برد تا از او باز جویی کند. وردان که قاتل است می ترسد و جنون می گیرد و از لب پنجره به پایین می افتد و پایش می شکند . (داود میر باقری علت این صحنه را آن زمان لو داد : بازیگر نقش وردان ( چنگیز وثوقی ) واقعا تصادف کرده بود و به سختی خوب شده بود و پایش می لنگید . این صحنه را طراحی کردیم که لنگیدن او در صحنه های بعدی توجیه شود . )
@cinemaiihachael
سپاه علی می خواهد به جنگ با شام برود. اشعث کم آورده و ساز مخالف می زند. از علی کمی بریده است ( تحت تاثیر نامه های عمرو عاص هم هست که الان جواب داده است ). به تفسیر اما با کشته شدن خوارج چشم فتنه در آمده بود وکسی مثل امام هم جرئت این کار را نداشت. امام از همراهی نکردن افراد ناراحت است : در آینده بلایی ترسناک می رسد که شما مرا خواهید خواست. چیزی را که ذره ای هم اکنون به من نمی دهید. در آن زمان کلش را قصد خواهید کرد که بدهید .
اشعث راه کج کرده و به کوفه می رود سپاه را به هم ریخته می داند کوفه و اهل منزل را داغدار می داند و می گوید جنگ دیگر بس است. یاران علی پخش و پلا می شوند و از آن سو معاویه شهرها را یکی یکی می گیرد .
امام : جهاد دری از درهای بهشت است که خدا بروی دوستان برگزیده گشوده است. هر که جهاد را رها کند خدا لباس حقارت به او خواهد پوشاند. بارها و آشکارا به شما گفته ام که با تیره دلان زمان خود ستیز کنید پیش از آنکه به شما حمله کنند
@cinemaiihachael
ابن عباس به بصره می رود تا سپاهی را برای یاری جمع آوری کند. اشعث در کوفه پنهان می شود چون با سوال های پشت سر هم خانواده رزمنده ها روبرو می شود و عاصی شده است. قطام هم از او می پرسد و اشعث به او اختصاصی جواب می دهد تا شاید او را مال خود کند
قطام به خانه اشعث می رود و اشعث را از خود بی خود می کند. اشعث برای قطام شعر می خواند
قطام : در این هیاهو این همه شعر را چگونه حفظ کردی ؟
قطام آمده تا تحقیق کند پدر و برادرش را چه کسی کشته است. اشعث می گوید در هیچ جای جبهه خانواده قطام را ندیده است. قطام نتیجه می گیرد که چون پدر و برادرش را اشعث در سپاه علی ندیده است پس در سپاه روبرو بوده و پس علی پدر و برادرش را کشته است. در راه برگشت دوباره وردان را می بیند و به او وعده می دهد که طوق بندگی را بر گردن کسی می نهد که انتقام مرا بگیرد .
@cinemaiihachael
کانال سینما تحلیل و خبر

+ نوشته شده توسط حمید لازمی در سه شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۵ و ساعت 0:33 |

برچسب: کانال,سینما,تحلیل,سریال,امام, نویسنده: ماهان خوشنام تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 19:49

صفحه بندی